السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
511
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
طبعاً فوق و تحت آن هم هيچ نوعى قرار نمىگيرد آن از قلمرو مقولات بيرون خواهد بود . زيرا مقولات اجناس عاليهاى هستند كه انواع فراوانى تحت آنها قرار مىگيرد و آنها اجناس مشترك ميان آن انواع هستند . لازم به توضيح است كه مقصود از نقطه در اين جا پايان خط است نه مفهومى كه در فن خطاطى از آن سخن مىرود . بديهى است كه فقد الخط يك مفهوم عدمى و قائم به خط است و ما از آن به نقطه تعبير مىآوريم . و در صورتى كه مفهوم عرضيت را جنس براى آن و ساير اعراض فرض نكنيم ، ماهيتى خواهد بود كه با هيچ نوع ديگر جنس مشترك نخواهد داشت و طبعاً تعريف مقوله ( كه آنها اجناس عاليهاى هستند كه در انواع بىشمار به نحو اشتراك وجود دارند ) بر آن منطبق نخواهد شد . لذا از تحت مقولات بيرون خواهد بود . البته اين نكته روشن باشد . اينكه مىگوييم نقطه فقد خط است و آن يك مفهوم عدمى است چون اين عدم ، عدم محض نيست حظّى از وجود دارد بنابراين مىتواند ماهيت داشته باشد . نكتهء پنجم اين كه واجب تعالى و ممتنعات مانند اجتماع ضدين و نقيضين از قلمرو مقولات خارجند ؛ زيرا مقولات ماهيتهاى جنسى هستند و اين دو ، ماهيت ندارند . عدد مقولات چند تاست ؟ متن ثمّ أنّ جمهور المشّائين على أنّ . . . فليست من المقولات كما تقدّم . ترجمه جمهور مشائين برآنند كه مقولات ، ده تا هستند ، كه عبارتند از : جوهر ، كم ، كيف ، وضع ، اين ، متى ، جده ، اضافه ، فعل و انفعال .